حكيم ابوالقاسم فردوسى

875

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

كه بنوشت بيدادئ اردوان * ز داد وى آبادتر شد جهان چنو كشته شد دخترش را بخواست * بدان تا بگويد كه گنجش كجاست دو فرزند او شد بهندوستان * بهر نيك و بد گشته همداستان دو ايدر بزندان شاه اندرون * دو ديده پر از آب و دل پر ز خون بهندوستان بود مهتر پسر * كه بهمن بدى نام آن نامور فرستاده‌يى جست با راى و هوش * جوانى كه دارد بگفتار گوش چو از پادشاهى نديد ايچ بهر * به دو داد ناگه يكى پاره زهر به دو گفت رو پيش خواهر بگوى * كه از دشمن اين مهربانى مجوى برادر دو دارى بهندوستان * برنج و بلا گشته همداستان دو در بند و زندان شاه اردشير * پدر كشته و زنده خسته بتير تو از ما گسسته بدين گونه مهر * پسندد چنين كردگار سپهر ؟ چو خواهى كه بانوى ايران شوى * بگيتى پسند دليران شوى هلاهل چنين زهر هندى بگير * به كار آر يكپار بر اردشير فرستاده آمد بهنگام شام * بدخت گرامى بداد آن پيام ورا جان و دل بر برادر بسوخت * بكردار آتش رخش برفروخت ز اندوه بستد گرانمايه زهر * بدان بُد كه بردارد از كام بهر چنان بد كه يك روز شاه اردشير * بنخچير بر گور بگشاد تير چو بگذشت نيمى ز روز دراز * سپهبد ز نخچيرگه گشت باز سوى دختر اردوان شد ز راه * دوان ماه چهره بشد نزد شاه بياورد جامى ز ياقوت زرد * پر از شكّر و پست با آب سرد بياميخت با شكر و پست زهر * كه بهمن مگر يابد از كام بهر چو بگرفت شاه اردشير آن بدست * ز دستش بيفتاد و بشكست پست شد آن پادشا بچّه لرزان ز بيم * هم اندر زمان شد دلش به دو نيم جهاندار زان لرزه شد بد گمان * پر انديشه از گردش آسمان بفرمود تا خانگى مرغ چار * پرستنده آرد بر شهريار چو آن مرغ بر پست بگذاشتند * گمانى همى خيره پنداشتند هم انگاه مرغ آن بخورد و بمرد * گمان بردن از راه نيكى ببرد بفرمود تا موبد و كدخداى * بيامد بر خسرو پاك راى ز دستور ايران بپرسيد شاه * كه بد خواه را بر نشانى بگاه شود در نوازش بران گونه مست * كه بيهوده يازد بجان تو دست چه باد افره‌ست اين بر آورده را * چه سازيم درمان خود كرده را چنين داد پاسخ كه مهتر پرست * چو يازد بجان جهاندار دست سرش بر گنه بر ببايد بريد * كسى پند گويد نبايد شنيد بفرمود كز دختر اردوان * چنان كن كه هرگز نبيند روان بشد موبد و پيش او دخت شاه * همى رفت لرزان و دل پر گناه بموبد چنين گفت كاى پر خرد * مرا و ترا روز هم بگذرد اگر كشت خواهى مرا ناگزير * يكى كودكى دارم از اردشير